پایگاه خبری خوزنا

کد خبر 273
۱۵ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۰۸
اندازه متن

فولاد خوزستان؛ سقوط در آینده!

سرگذشت امروزین باشگاه فولادخوزستان و استعفای دسته جمعی هیات مدیره این نهاد ورزشی که امید جوانان ورزشدوست منطقه به آن است یکبار دیگر ریشه های این تحول مهم را رودروی مردم این استان قرار داد که نکند در راستای جریان سازی علیه باشگاه های ورزشی پرطرفدار و بعد ا

سرگذشت امروزین باشگاه فولادخوزستان و استعفای دسته جمعی هیات مدیره این نهاد ورزشی که امید جوانان ورزشدوست منطقه به آن است یکبار دیگر ریشه های این تحول مهم را رودروی مردم این استان قرار داد که نکند در راستای جریان سازی علیه باشگاه های ورزشی پرطرفدار و بعد از سرگذشت تلخ باشگاه تراکتور سازی تبریز این بار سناریوئی تلخ در بازی با احساسات جامعه بظهور برسد.


از این جهت مروری بر موضع گیری اخیر مالکان شرکت فولاد و ظاهر بی اعتقادی آنها به حضور در صحنه ورزش می تواند پندآموز باشد. بدین ترتیب شاید سرانجام خصوصی سازی باشگاههای دیگری مثل پرسپولیس و استقلال نیز در همین آبشخور باشد. لذا مروری بر شکل گیری حضور مالکان جدید شرکت فولادخوزستان خالی از لطف نیست:

در حالی که شرکت فولاد خوزستان در اوج اقتدار تولید 4 میلیون تن محصولات فولادی مثل تیرآهن و میلگرد را در تارک خویش داشت. این خبر که 51 درصد سهام آن در اختیار شرکتی وابسته به صندوق بازنشستگی نفت آن هم به قیمتی که کمتر از حد انتظار بازار بورس بود، همه را غافلگیر نمود. بویژه این حادثه در زمانی به وقوع پیوست که ذخیره انباشته پولی این قطب بزرگ صنعت فولاد بیش از 2000 میلیارد تومان بود. هنگامی که اولین قسط برنده مزایده به میزان 700میلیارد تومان در اردیبهشت سال 92 به دولت پرداخت شد یک ماه بعد مالک جدید 600 میلیارد تومان را به عنوان سود عملکرد سال های 1391 از مجمع عمومی این شرکت به دست درآورد!

در حقیقت، این برنده خوشبخت، برای بدست آوردن کارخانه، فقط 100 میلیارد تومان را در قدم اول به صندوق دولت ریخته بود. اتفاقی که از نگاه منتقدان، معامله ای کاملاً یک سویه بود که سهامدار عمده جدید چندان تلاشی برای زیر تامین مالی از خود بروز نداده بود. همین اتفاق در سال 1392 نیز تکرار گردید و قسط دوم خرید شرکت فولاد خوزستان از محل حدود 700 میلیارد تومان سود متعلق به وی در اختیار این برنده خوشبخت قرار گرفت. این رویداد بنظر می رسد که در عملکرد مالی سال 1393 نیز در حدود 600 میلیارد تومان سود برای سهامدار عمده در پی داشته باشد. بدین ترتیب در طول سه سال حضور مالکان جدید، آنها هیچگونه مساعدتی در وضعیت شرکت فولاد خوزستان بعمل نیاورده اند و صرفاً از محل سود کارخانه قسط های خود را نیز پرداخت کرده اند.

البته در این پروسه حوادث دیگری نیز همجوار سیاست سهامدار عمده که اینک همه اعضای هیات مدیره شرکت را در اختیار دارد ملاحظه می شود و آنهم مسدود نمودن پروژه های توسعه شرکت و تشدید سیاست انقباضی برای کاهش هزینه ها است. سیاستی که در حقیقت شرکت را از اهداف اصلی خویش برای دستیابی به تولید در مقیاس بالا و همچنین تأسیس کارخانجات نورد در محدوده شرکت نیز باز می دارد. شرکتی که می توانست با بلند پروازی به سمت توسعه تا مرز 7 میلیون تن تولید محصولات نهائی قدم های اساسی بردارد عملاً در شرایط فعلی و با از دست دادن سرمایه جاری  مرتباً دست به دامن گرفتن وام هایی با بهره بالا از بانک های کشور می شود. شرایطی که ظرف مدت اخیر حداقل 10بار تکرار گردیده و انعکاس آن در بازار بورس موجبات حتی کاهش ارزش سهم  این شرکت هم گردیده است.

بنظر می رسد سیاست انقباضی همراه با عدم توسعه از سوی سهامدار عمده، بی علاقگی آنها را به فعالیت هایی مثل آکادمی فوتبال و باشگاه داری نیز در پی داشته است به گونه ای که آنها در مقاطع گوناگون عدم علاقه خویش را به ورزش انعکاس داده و علیرغم کسب مقام قهرمانی در لیگ برتر فوتبال از سوی باشگاه در سال قبل و قهرمانی نوجوانان، جوانان و امیدها و همچنین صعود تیم فولادنوین به لیگ برتر چندان رضایتی به ادامه این فرایند پرطرفدار در منطقه ندارند. 

شرایطی که در صورت انعکاس در استان خوزستان می تواند به بروز عکس العمل های اجتماعی در این منطقه که به «برزیل فوتبال ایران» مشهور است، نیز منجر شود. رویدادی که در زمان مدیریت وردی نژاد مدیرعامل اسبق این شرکت هم ایجاد شد و پس از هو کردن وی در ورزشگاه اهواز سرانجام برای حفظ موقعیت باشگاه با عجله به خرید بازیکنان خارجی آنهم با قیمتهای گزاف روی آورد تا بلکه از حاشیه های این ورزش پرطرفدار خوزستان در امان بماند.

بهرحال در شرایطی که دولت به دنبال یافتن بلند پروازی در سیاست خصوصی سازی است، همزمان با نوعی سیاست مسدودیت توسعه صنعتی و همچنین بی اعتنایی به وظائف اجتماعی در محدوده یکی از موفق ترین شرکت های فولادی ظرف یک دهه گذشته، مواجه است. اتفاقی که برخلاف انتظار است و آحاد مردم را با پرسش های عدیده ای مواجه نموده است منجمله اینکه: آیا روند سقوط باشگاه و حذف تدریجی باشگاه و اساسا آکادمی فولاد خوزستان را می بایستی پیش بینی نمود؟ آیا سیاست تعمدی از جریان انداختن سرمایه جاری شرکت مبین روزهای تلخ پیش روی این مجتمع عظیم صنعتی در آینده نخواهد بود؟

حسن اشتهاردی

پایان پیام
ارسال نظر